میدوم سمتت
محکم بغلت میکنم
اونقدر محکم که جدا نشیم از هم...
ولی نه...
وقتی از دور ببینمت
سیلی محکمی بهت میزنم
این مدت کجا بودی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ولی...
پس چرا هربار میبینمت
سرم میندازم پایین؟چرا نمیشه حتی تو چشمات نگاه کرد؟
چه کنم که من هیچوقت حق ندارم...

بدون مخاطب*
برچسب: پر از گناهم,ببخش پر از گناهم,دل پر از شوق گناه,دنیای پر از گناه,التماس پر از گناه,رمان التماس پر از گناه,رمان شب پر از گناه,روضه هایی پر از گناه,دانلود رمان شب پر از گناه,
نویسنده: باران کاظمیان