خرید بک لینک
ازش دور شدم

نبودم

نهمین روز از نهمین ماه

وقتی برگشتم

مادرش در و واسم باز کرد

تندی در اتاقش باز کرد

موهای بلندش با چشمای خسته شب بیدارش

چشم برهم زدنی تو اغوشم بود

دستام و گرفت برد تو اتاق

خوابش برد...

اون لحظه فهمیدم منظور حرف پدرم از سختی مسئولیت چی بود...

برچسب: نویسنده: باران کاظمیان تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 0:48

صفحه بندی