تمام تنم میسوزهسردرد های گاه و بیگاه
کاش در اتاق قفل کنم
قفل کنم تا حرف های تلخ و سردشون نشنوم
صدای موزیک و بلند میکنم
سیگارم و پک های عمیق
سرم و زانو هام
یه صدایی بهم میگی ته خط
یه صدایی
دراز میکشم
زخمای دستم هنوز کهنه نشده
اخه سخته با اون قدرت بکوبی روی شیشه
باید برم...

برچسب: زخم,
نویسنده: باران کاظمیان