میگفت 18 سالگی عاشق شدم
درسام خوب بود خراب شد اما اون و داشتم دنیام خوب بود
میگفت تنهام گذاشت خوب نشد هیچی
چندسال بعد دوباره کسی و دوس داشتم که ازم دور بود
با همه فرق داشت
نه من ازش بوسه خواستم نه اون از من پولداری و زیبایی
فقط میخواستیم باهم باشیم
ازش پرسیدم به هم رسیدین...
قرار بود با این ماشین برم دنبالش...
پک عمیقی از سیگارش زد و گفت تا حالا شنیدی از دل برود انکه از دیده برفت؟
برگشتم...
نبود...
پست دلی*
برچسب: نبود,
نویسنده: باران کاظمیان