
منم میتونم بردارم و برم... برم جایی که هیچکس ندیده و هیچکس نبوده یه گوشه که قبل از مرگم زنده باشم شایدم کمی زندگی کنم شاید با پری دریایی اشنا شدم و با توله شیرها کودکی کردم با پرنده ها اواز خوندم و با...
ادامه مطلب
روزی از حکیمی پرسیدند چه بگویم که وقت خوشحالی مغرور نشوم و وقت شکست ناامید... حکیم گفت میگذرد... اره میگذره طبیب من برایم زمان را تجویز کرد میگذرد... اونی که نمیگذره منم... ...
ادامه مطلب